دانلود رمان دانشجوی من ( آبتین و تبسم )

درباره رابطه عاشقانه یک استاد و دانشجو به نام آبتین و تبسم است که تبسم برای گرفتن نمره از استادش آبتین با او وارد رابطه می شود اما …

دانلود رمان دانشجوی من ( آبتین و تبسم )

ادامه ...

او مرا روی میز هل می دهد و به معلم جذاب و خشن من خیره می شود.
من خواهم
شلوارم را در می آورد و پاهایم را باز می کند.
-اممم خانم نظری باخره اینجاست!
چشمانم را می بندم و در دلم تکرار می کنم:
– هیس آروم تبسم، به هدفت فکر کن.
اما وقتی عضو ضخیم معلم را در سوراخ پشتم فرو کردم
پس زمینه قلب
جیغ می زنم و سریع دستش را روی دهانم و خروسش می گذارد.
او به آرامی در سوراخ من فرو می رود.
سوزش باسنم به حدی است که احساس می کنم دارم می خورم.
اشک هایم جمع می شوند و خیسم می کنند و هر لحظه کمرم درد می کند.
به علاوه
می توان
صدای عبور دانش آموزان از درب سالن معلم و خنده هایشان.
قد او
مثل یک آرشیو در روح من!
نمی دانم وقتی معلم عضوش را بیرون می آورد چقدر دردم می آید.
برمی گردم و
مجبورم می کند روی زانوهایم بنشینم. با آلت تناسلی اش به صورتم ضربه می زند و یک بار آن را فشار می دهد.
دهان و آب من
در دهانم پاشیده می شود.
یه دفعه میپره تو گلوم و شروع می کنم به سرفه کردن و اینا
نیز مورد غفلت قرار گرفته است
شلوارش را درست می کند و می گوید: فعلا تصمیم گرفتم آن را در بیاورم.
تبدیل شدن به تو
تغییر کرد، می توانید بروید.
لیوان آب را از روی میز برمی دارم، می نوشم و وقتی حالم بهتر شد
اگر با
شلوارم را مرتب می‌کنم و می‌پرسم: خب امتیاز من چند است؟
با لبخندی حرص به من خیره می شود و جواب می دهد: یادم می آید
این اتفاق نمی افتد
ما در این زمینه به توافقاتی بین خود رسیده ایم.
با عصبانیت زمزمه کرد: بعد من چیزی یادم نبود.
جنایت بد؟ او خیلی آرام پاسخ می دهد: اگر بدتان می آید که شما را ببرند
مشکلی نیست
تو با من رابطه نداری، خوشحال بودم که بیهوده با من رابطه داشتی.
تو دیدی.
از میان دندان های به هم فشرده زمزمه می کنم: با یادداشت هایم چه کنم؟
من؟
از من کارت می گیرد و به من می گوید: ساعت نه آماده شو.
شما باید ما را در یک مهمانی همراهی کنید و آنجاست که می توانید امتحانات قبلی خود را بدهید.
من کارت شما را می گیرم در حالی که سوراخ من می سوزد، باز
عرض از
از اتاق خارج می شوم.
همه با تعجب به من نگاه می کنند. ولی درد مقعدم خیلی زیاده
نه برای من
کیمیا با دیدن من سریع به سمتم اومد و گفت:
– چی مردی چرا اینطوری راه میری؟
به چشمان منتظرش نگاه می کنم.
– من با پروفسور سامی رابطه جنسی داشتم.
شروع به خندیدن می کند.
– زنگ نزن برو دنبال ایستگاه عمویت.
با گرسنگی نگاهش می کنم و می روم که بنشینم، اما وقتی آن را می چرخانم درد می کند.
زیز دلم و
در حالی که پشتم را برگردانده ام، بلند می شوم و می گویم:
– من باید برم خونه
کیمیا با صدای بلند میگه:
– چه مفهومی داره؟ یعنی تو با … دستمو گذاشتم روی دهنش.
-خفه شو کیمیا! یکی می شنود که من بدبختم.
با حلقه دست دور کمرم. لب و زیر لبم را گاز می گیرم
زمزمه می کنم
– وای!
سریع هلش میدم عقب و با درد بهش میگم: – نه امیرعلی اگه یکی رو ببینه برای ما بد میشه.
-بذار بد باشه مهم اینه که همه بدونن تو واسه منی!
از درد لبم را گاز می گیرم که کیمیا به سمتم می آید و دستم را می گیرد.
می کشد و
بغل امیرعلی مرا بیرون می آورد.
– تابسم امروز حالش خوب نیست، می برمش خونه.
باقی مانده
قبل از اینکه امیرعلی سوالی بپرسد کیمیا دستم را می گیرد و می رود.
سقوط
– بگو که انجام دادی؟
– من هیچی نیستم ولی با آلت ضخیمش یه کم اذیتم کرد، درد داره.
میمیرم.
– چه مفهومی داره؟ و امیرعلی چطور؟
– بابا تو بهتر از من برنامه های من رو میدونی! من و امیرعلی
بالاخره جدا شد
داشتیم از هم جدا می شدیم پس بهتره نذارم برنامه هایم رو خراب کنه.
ماشینم را به کیمیا عوض می کنم و خودم برمی گردم.
در صندلی
من دروغ میگویم.
کیمیا هم سوار می شود و راه می رود. لبخند من
-آنها دارند؟
– چه کار کردین؟ یعنی چطور شد؟
– هیچی، دنبالش رفتم دفترش…
-آخه ساعت 9 میخوای بری؟
از درد ناله می کنم:
– میدونی که من به نمرات خوب نیاز دارم.
– به این معنی است که شما همه نمرات خود را با هر معلم می خواهید.
ارتباط جنسی
شما
-چرا جیغ میزنی؟ فقط این معلم سگ است.
– بله، من از نمرات شما اطلاع دارم، معلمان!
بیرون را نگاه می کنم.
– کجا میری؟
– برو خونه من آخه مامانت اینجوری میبینه میفهمه
خرابش کردی
نفس عمیقی می کشم و تا برسیم دیگر با هم حرف نمی زنیم.
از ماشین پیاده می شویم و وارد خانه کیمیا می شویم.
-ساعت 9 میخوای چیکار کنی؟
داخل می شوم و خودم را روی مبل می اندازم و می گویم:
-نمیدونم خیلی درد دارم. خب احمق دیگه نباید کاری کنی
تو انجام دادی، انجامش دادی، این کار من است.
بیهوده انجامش بده…
سرم را تکان می دهم و سعی می کنم حرف هایش را نشنوم.
می گیرم.
چند ساعتی می گذرد و کیمیا از من مراقبت می کند و به من قرص می دهد.
دارو برای من

ادامه ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای مطالعه کامل رمان کلیک کنید

ما یک موتور جستجوی رمان هستیم
اگر رمان شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از تلگرام ، روبیکا یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

برای پشتیبانی میتوانید از تلگرام ، ایمیل یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید

فرم تماس با ما

[contact-form-7 id=”3211″ title=”فرم تماس”]

برای بازیابی رمز عبور از اینجا اقدام کنید.

در سایت عضو شوید

اگر عضو هستید از اینجا وارد شوید.